ارزش يک خواهر را،
از کسي بپرس
که آن را ندارد.
To
realize
The value of a sister
Ask someone
Who doesn't have one.
ارزش
ده سال را،
از زوج هائي بپرس که
تازه از هم جدا شده اند.
To
realize
The value of ten years:
Ask a newly
Divorced couple.
ارزش چهار سال را،
از يک فارغ التحصيل دانشگاه بپرس.
To
realize
The value of four years:
Ask a graduate.
ارزش يک سال را،
از دانش آموزي بپرس که
در امتحان نهائي
مردود شده است.
To
realize
The value of one year:
Ask a student who
Has failed a final exam.
ارزش يک ماه را،
از مادري بپرس که
کودک نارس به دنيا آورده است.
To
realize
The value of one month:
Ask a mother who has given birth to a premature
baby.
ارزش يک هفته را،
از ويراستار يک مجله هفتگي بپرس.
To
realize
The value of one week:
Ask an editor of a weekly newspaper..
ارزش يک ساعت را،
عاشقاني بپرس که
در انتظار زمان قرار ملاقات هستند.
To
realize
The value of one hour:
Ask the lovers who are waiting to meet.
ارزش يک دقيقه را،
از کسي بپرس که
به قطار، اتوبوس يا هواپيما نرسيده است.
To
realize
The value of one minute:
Ask a person who has missed the train, bus or plane.
ارزش يک ثانيه را،
از کسي بپرس که
از حادثه اي جان سالم به در برده است.
To
realize
The value of one-second:
Ask a person who has survived an accident.
ارزش يک ميلي ثانيه را،
از کسي بپرس که در مسابقات المپيک،
مدال نقره برده است.
To
realize
The value of one millisecond:
Ask the person who has won a silver medal in the
Olympics.
زمان براي هيچکس صبر نمي کند.
قدر هر لحظه خود را بدانيد.
قدر آن را بيشتر خواهيد دانست، اگر بتوانيد آن را با
ديگران نيز تقسيم کنيد.
Time waits for no one.
Treasure every moment you have.
You will treasure it even more when you can share
it with someone special.
براي پي بردن به ارزش يک دوست،
آن را از دست بده.
To
realize the value of a friend:
Lose one.
اين نوشته را به دوستان خود يا
هر کسي که برايش آرزوي خوشبختي داريد، ارسال کنيد.
صلح، عشق و کاميابي ارزاني همگان باد
.Forward this letter to friends, to whom you wish good luck. Peace, love and prosperity to all
نوشته شده توسط ala در Wed 28 Oct 2009 ساعت 1 PM موضوع | لینک ثابت
و خداوند سكوت را آفريد. سكوت، يعني گفتن در نگفتن، يعني ياراي انديشيدن...
نوشته شده توسط ala در Wed 28 Oct 2009 ساعت 1 PM موضوع | لینک ثابت
هنرمند برزیلی سرسختانه صدها مجسمه کوچک یخی ساخت که تا
وقتی در اثر حرارت حاصل از نور آفتاب آب نشدند قابل دیدن بودند. درحالیکه
خورشید به آنها میتایبد این آدمکهای کوچک هم کم کم خم شده و به روی زمین
سقوط میکردند. با اینکه این مجسمهها فقط یک روز زنده ماندند اما مردم
خیلی ازشان استقبال کردند.![]()
نوشته شده توسط ala در Wed 21 Oct 2009 ساعت 2 PM موضوع | لینک ثابت
To fall in love
عاشق شدن
To laugh until it hurts your stomach .
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره
To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری
To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری
To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی
To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی
To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !
To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی
To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت می خواد ببینیش بهت تلفن کنه
To find money in a pant that you haven't used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی
To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!
Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه
To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی
To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می کنه
To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی !
To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می یاره
To be part of a team.
عضو یک تیم باشی
To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی
To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی
To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !
To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی
To see people that you like, feeling happy.
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی
See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده
To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی
To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره
To laugh .......laugh. ........and laugh ...... remembering stupid things
done with stupid friends.
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و باز هم
بخندی .......
These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظههای زندگی هستند
Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم "
Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد ...
وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده.
نوشته شده توسط ala در Thu 15 Oct 2009 ساعت 10 AM موضوع | لینک ثابت

جنگل هاي منطقه كوهستاني ساووا در شرق و فرانسه در دامنه هاي آلپ در فصل پاييز هزار رنگ شده و زيباترين چشم اندازها را مي يابند.


نوشته شده توسط ala در Thu 15 Oct 2009 ساعت 9 AM موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

من اين وب فقط به خاطر اينكه سازتون رو بهتر بزنيد درست كردم
با تشكر از نظرات شما هر گونه کپی برداری شرعا حرام محسوب میشود
اللهم عجل لوليك الفرج
فهرست اصلی
دوستان
جديد ترين وبهترين ها
تبادل اطلاعات
لؤلؤ
تالار گرافیک ضمیمه
خود ت خوب میدونی كه دوستت دارم
انیشتین اسمتون رو می نویسه
پت و مت
بهار
تولد دوباره در سن 15 سالگی
دانستنی های پزشکی
بزرگترین وبلاگ دانلود ایرانی
عکس های منتخب
اموزش زبان انگلیسی
روووووووووح امیر
گل دختر
اشکان انلاین
زیبایی
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
طراح قالب
POWERED BY